ابتدا توضيحی درباره سن ازدواج ميدهم.
از نظرقانون مدنی ايران سن ازدواج برای دختروپسر همان سن بلوغ است.
يعنی ۹ و ۱۵
ولی واضح است که اين سن به هيچ وجه معمول و معقول نميباشد. به همين خاطر
اخيرا مجلس تصميم به بالا بردن ان کرد.(۱۵ و ۱۸).
حال بعد از اين مقدمه به موضوع اصلی يادداشت امروز ميپردازم.
ايا دختر خانمی که قصدازدواج بااقا پسرمورد علاقه اش را دارد مجبوراست موافقت
پدر خودرا هم جلب کند يا خير؟
در پاسخ بايد گفت طبق قانون مدنی اجازه پدر برای عقد دختر باکره شرط است.
باکره در لغت به معنای دست نخورده می باشد.از نظرقانون به دختری گفته می شود
که بااو عمل نزديکی صورت نگرفته.دقت شودکه ملاک باکره بودن يا نبودن پارگی يا
ازبين رفتن (ازاله) پرده نيست بلکه ملاک وقوع عمل نزديکی (دخول)است.
اگربادختری عمل انجام شود ولی به هر علتی بکارت اوازبين نرود اين دخترازنظرقانون
ديگر باکره ودوشيزه محسوب نمی شود.برعکس اگردختری بنابه عللی به غيرازنزديکی
مانند تصادف ـ کش اوردن وپارگی موقع ورزش ـ فروکردن انگشت وغيره دچار پارگی پرده
بکارت شودازنظرقانون باکره است.
چند نکته:
۱ـ انجام عمل از پشت نيز با جلوفرقی نمی کند و چنين دختری ازنظرقانون باکره نيست
اگرچه بکارت او سالم باشد.
۲ـ به نظرميرسدمواردفوق درباره دختری که به زوربه اوتجاوزشده اجرا نمی شودوچنين
دختری کماکان باکره است.
۳ـ ازمجموع مطالب بالا نتيجه می گيريم دختری که مادرزادی بدون بکارت زاده شده و
بااوعملی واقع نشده رانمی توان باکره ندانست.
به هر حال اجازه پدربرای ازدواج دخترباکره اش(با اوصافی که گفتيم) شرط صحت عقداست.
امااگردخترباکره ایواقعا شوهر ش را انتخاب کرده باشد واين اقاحقيقتا لايق و درحدواندازه
وشان دخترباشدولی بااين وجودپدر لجبازی کند ومانع اين وصلت شودو هيچ دليل قانع کننده ای
برای مخالفت خودنداشته باشددراينجادخترمی تواندموضوع رادردادگاه مطرح کندودادگاه بعد
ازتحقيقات لازم ازهرسه نفر در صورت صلاحديد حکم به اجازه ازدواج دخترخانم ميدهد.